ادامه مصاحبه:

7-چه کساني در رهایی شما نقش داشته اند؟
 -میتوانم بگویم خشت به خشت کنگره و تمام کسانی که رفت و آمد و حضور داشته اند یا حتی حضور نداشته اند و بدون حضورشان من را حمایت کردند٫ خانواده ام ٫همشیره ام که در این راستا خیلی کمکم کردند و به ایشان مدیون هستم ٫آقای محمد صداقت و دخترم بهار که در زمان درمانم با همسرم به کنگره می آمد٫همه اینها کمک کردند٫البته بطور نمادین میتوتنم بگویم راهنماها٫آقای مهندس٫امین د‍‍‍‍‍‍‍‍ژاکام و نیز دیگر راهنماها و مشارکتها.

اما در واقع این یک کار جمعی است اگر الآن یک نفر به رهایی میرسد٫من به نمایندگی از بقیه بالا میروم و اعلام میکنم که درمان شده و به سفر دوم رسیده است و من فقط نماینده ای هستم برای اعلام کردن این موضوع به بقیه ٫و الا همه اعضادر رهایی یک نفر دخیل هستند و اصل قضیه هم فرمانی است که قدرت مطلق داده است و از او ممنونم .

8-کدامیک از وادیها روی شما تاثیر بیشتری گذاشته است؟

همه وادیها دستور جلساتی هستند که در مورد آنها صحبت میشود و آخر همه آنها با عنوان «تاثیر آن روی من»کامل میشود و در واقع میگوید که تمام این وادیها باید روی شما تاثیری داشته باشند و این تاثیرات تک تک وادیها است که آینده شما و سفر شما را میسازد.

شروع وادیها با تفکر و ختم آنها با محبت است و هر کدام را اگر بخواهیم حذف کنیم یک جای کار اشکال پیدا میکند و نمیتوان گفت کدام بهتر است مثل این است که بخواهیم از یک ساختمان ۱۴ طبقه بالا برویم و این طبقات ۱۴ ‍ پاگرد دارد٫کدام پاگرد از همه مهمتر است؟ حال آنکه اگر هر کدام از این پاگردها نباشد شما به طبقه بالاتر نخواهید رسید ٫ممکن است بتوانید با طناب خود را بالا بکشید ولی روند واقعی و درست بالا رفتن را طی نکرده اید . من به همه وادیها احترام میگذارم و دست نویسنده آنرا می بوسم و برایشان هزار سال آرزوی سلامتی میکنم.

9-یک خاطره خوب و یک خاطره نه چندان خوب در کنگره؟

-همه لحظات در کنگره برایم خاطره خوب است این را به شاگردانم هم میگویم هر روز که از در کنگره وارد می شوم فکر میکنم روز اولی است که می آیم ٫برای اینکه یک کار نو و جدید دارم و نمی خواهم همه روزهایم شبیه هم باشد.

اما بدترین خاطراتم مربوط به موقعی است که مرزبان بودم و عده ای را باید به حکم وظیفه و علیرغم میل باطنی ام٫به کمیته انضباطی ببریم تا حکمی صادر کنیم،البته مجبور بوديم و انجام ميداديم،اين تنها كاري بود كه با عشق انجام نمي دادم و فقط حكم وظيفه بود.


10-شما درنمايندگي آكادمي هر روز آقاي مهندس را مي بينيد و انرژي مي گيريد،بنظر شما   بين كساني كه به بنيانگذار كنگره نزديك اند با كساني مثل ما كه درويم چه فرقي هست؟

-اين يك واقعيت است كه شما كمتر از ما آقاي مهندس را مي بينيد،آقاي مهندس يك انديشمند،يك متفكر،بزرگوار،عزيز،ساختارشكن،خلاق و انسان وارسته و يك بت شكن هستند،و براي همه ما عزيزاند ،اين حرف را خود  ايشان هم قبول دارند كه حضورشان براي همه شاگردانشان دل نشين است،اما براي ايشان دل نشين تر اين است كه به افكارشان توجه كنيم و به آن عمل نمائيم.هر جائي كه باشيم كنگره يك تفكر است چه ايران و چه خارج از ايران و يا هر جائي كه باشد،اگر امروز به مهندس بگوئيد انديشه و تفكر شما را يك كسي به اسم خودش چاپ كرده است،شك نكنيد كه ايشان ذره اي ناراحت نخواهد شد چون من با اين مسئله برخورد كرده ام اين را مي گويم،ايشان مي گويند اين تفكر است كه بايد رشد پيدا كند،مهم نيست چه كسي آنرا گفته است .لذا پيشنهاد ميكنم بعد مسافت را كنار بگذاريم و به گفته هاي ايشان لباس عمل بپوشانيم،اين هم دل مهندس را شاد ميكند و هم ما را به معناي واقعي به مهندس نزديكتر ميكند چون نزديك بودن الزاما" نبايد فيزيكي باشد .

11-كنگره 60 در زندگي شما چه جايگاهي دارد و چقدر از وقت شما را پر ميكند؟

-من ايجنت نمايندگي تهرانپارس هستم.يك شنبه،سه شنبه و پنجشنبه ها ساعت 5 بعد از ظهر درنمايندگي تهرانپارس حضور دارم ،شنبه و دوشنبه ها هم راهنماي درمان اعتياد در نمايندگي آكادمي هستم و جمعه ها هم به پارك طالقاني مي روم، (با خنده) ميرسم پول آب و برقم را بدهم اما افتخار مي كنم در خدمت كساني هستم كه شايد به من نياز دارند و بتوانم كمك كنم و مثمر ثمر باشم  ،قطعا"يكي از آموزشهاي كنگره اينست كه بتوانيم زندگيمان را برنامه ريزي كنيم بطوري كه هم در كنگره حضور داشته باشيم و هم به خانواده مان رسيدگي كنيم ،البته همه اعضاي خانواده ام از اينكه در كنگره خدمت مي كنم خوشحالند و دعاي خير خانواده ها قطعا"پشت سر خانواده ام هست و از اين قضيه خوشحالم و خدا را شكر مي كنم.

12-بنظر شما ورزش چقدر ميتواند در درمان اعتياد موثر باشد و شما چقدر به آن اهميت ميدهيد؟

من چون زوم مي كنم به مسئله خواب،لذا ميگويم ورزش ساعت 9 يا 10 صبح بدرد نميخورد و اولين كاري كه ورزش ميكند آدمها را سحر خيز ميكند و كسي كه ميخواهد ورزش كند بايد صبح زود بيدار شود ،اما شرايط دارد ،در كنگره براي سفر اوليها نبايد طوري باشد كه ورزش ،خيلي سنگين باشد ،بايد از پياده روي شروع شده تا به ورزشهاي سنگين تر برسد و حتما"بايد اين قضيه با كارشناسي انجام شود و بي رويه و بدون برنامه نباشد و اگر مثل روش DST تدريجي باشد ميتوانيم به توانائي هاي ورزش در در مان برسيم.

13- در مورد هر كدام از اين كلمات توضيح مختصري بدهيد.

-مهندس دژاكام: قالب اوليه.

-سفر يا مسافر: اجتناب ناپذيري براي هر انساني چه در مورد اعتياد و چه در زندگي ،همه سفر ميكنيم و همه مسافريم.

-همسفر: براي من عصائي از جنس فولاد كه من را به قله رساند و هميشه دستش را ميبوسم.

-رهائي: رودهاي خروشان و چشمه هاي جوشان به بحر و اقيانوس ميرسند.

-ورزش: مكمل.

-مصرف كننده:(بعد از كمي تامل)خيلي سخت است(و باز هم سكوتي طولاني با حلقه اي اشك در چشمان علي صداقت)آرزو مي كنم هيچ كس گرفتارش نباشد (و باز هم سكوت)

-راهنما و كمك راهنما: عاشق.

14-كلام آخر براي اعضاي نمايندگي مشهد:

ازامام رضا"عليه السلام" ميخواهم به اعضاي نمايندگي مشهد نظري بيندازند،با توجه به شرايطي كه داريد بتوانيد براي خودتان شعبه اي داشته باشيد و از خدا ميخواهم با كمكهائي كه جمع كرده ايد بزودي روزي بيائيم در جاي جديد براي خود كنگره 60 مشهد جشن بگيريم و اين آرزوي من براي شماست،براي همه تان آرزوي موفقيت ميكنم و به كساني كه از مركز دور هستند مي گويم حواسشان را خيلي جمع كنند ،به قول آقاي مهندس،ما گرد بادي داريم كه اگر در مركزش باشيم به ارتقا ميرسيم و گردابي هم داريم كه به لجن زار و فاضل آب ميرسد ، بايد مواظب باشيم كه در كارمان گرفتار دوگانگي و حاشيه ها و باند بازيها نشويم تا باعث شود ما را از هدف اصليمان دور كند و غافل شويم،اميد وارم اين اتفاق هيچ وقت و در هيچ شعبه اي خصوصا" در مشهد نيفتد .آمين.