جلسه روز پنجشنبه مورخ 1392.02.26 با استادی آقای کاظم نوروزپور
خداوندا سخناني بر لبم جاري فرما كه بهره اي هم براي دوستان و هم براي خودم بهمراه داشته باشد .
دستور جلسه امروز در ارتباط با وادي نهم و تأثير آن روي ماست ، به دليل سنگين بودن مطالب اين وادي و كمبود وقت جلسه اين وادي را به سه قسمت كلي تقسيم كرده و به بحث روي اين سه قسمت ميپردازيم . قسمت اول اين وادي متن وادي است كه در طول سفر هر بار كه اين متن مورد مطالعه قرار گيرد يك برداشت جديد براي خواننده به همراه دارد . قسمت دوم موردبحث ، ارتباط اين وادي و فرمان اوليه اش با صورت مسئله اعتياد و مقوله درمان آن مي باشد ، قسمت سوم به جمع بندي دوقسمت اول ميپردازيم .
در ابتداي خلقت انسان ، خداوند به دليل قدرت انتخاب ، تصميم گيري و تفكري كه به انسان بخشيد، اين خلقت را با موجودات ديگر متمايز نمود . خداوند به انسان اختيار داد و اين اختيار را محترم شمرد ، تا آنجا كه به شيطان امر فرمود حق هيچگونه تصرفي در اختيارات انسان ندارد و فقط ميتواند او را به مسير خلاف و ضدارزشها دعوت كند و اختيار انتخاب با خود انسان مي باشد .
خداوند متعال با دادن قوه اختيار به بشر ، وي را در سر دو راهيهاي فراواني قرار داد . دو راهيهايي مانند : خير و شر ، راه و بيراهه ، درست و اشتباه و ... ، اما انسان را در برخورد با اين دوراهي ها تنها رها نكرد و دو راهنماي ارزشمند را همواره با وي همراه نمود ، يكي از اين دو راهنما درونيست ، كه همان قدرت تعقل و تفكر انسان مي باشد و در وادي ششم بطور كامل به توضيح آن پرداخته شده است . ديگري راهنماي بيرونيست ، كه همانا پيام آوران الهي نام دارند .
تمامي پيامبراني كه از ابتداي خلقت به بشر نازل شده اند داراي فرمانهايي مشترك بوده اند با بيانايي متفاوت ، كه در تمامي اين فرامين بشر به مسير نيكي دعوت شده است و از مسير ضدارزشها بيم داده شده است . باید بخاطر داشته باشيم كه انجام هر كدام از اين ارزشها و ضد ارزشها بر ميگردد به ميزان دانايي افراد و تفكري كه قبل از انجام هر عمل ميكنند .
شايد عمل ضد ارزشي به ظاهر با يك نوع لذت همراه باشد ، كه آن لذت ظاهري در انجام امور ارزشي وجود نداشته باشد ، چنانچه در متن همين وادي نيز اینطور بیان شده است که این مورد یکی از شعبده های خلقت است . چرا که رفتن به سمت کارهای ارزشی نیازمند آموزش و تجربه می باشد ، حال آنکه در انجام اعمال ضد ارزشی فرد نیاز به کسب آموزش و تجربه ندارد .
برخی از انسانها تفکر می کنند با انجام یک توبه و عذر تقصیر خواستن ، مسائل ضد ارزشی آنها مرتفع خواهد شد ، اما نمی دانند که توبه کردن به معنای واقعی نیازمند نو شدن و بعبارتی پوست انداختن دوباره است . مسئله دیگری که با درمان اعتیاد نیز بی ارتباط نیست موضوع خمر است .
در کتاب آسمانی از مسئله خمر به عنوان شراب یاد شده است ، اما تعریفی که کنگره در برخورد با این مقوله دارد اینست که : خمر تشکیل شده از چیزهاییست که بر شخصیت ، اندیشه و تفکر آدمی پرده افکند و تمامی مخدرات نیز در این حوزه واردند و به نوعی خمر محسوب میشوند .
به قول بزرگی : عمل ارزشی به مانند آب خنک و گواراییست که در کوزه ای گلی موجود است و هر چند ظاهر ان نا زیبا باشد لیکن باطنی حیاتی در بر دارد ، در مقابل عمل ضد ارزشی مثال زهری را دارد که در جامی زرین به انسان عرضه میگردد و با وجود ظاهر آراسته اش مرگ را به مزد عرضه خواهد کرد.
مطلبی که در اینجا باید به آن اشاره کنم،مقوله درمان اعتیاد و ربط آن با دستور جلسه امروز است . شاید همه دوستان مسافر تجربه شیرین مصرف اولیه را بخاطر داشته باشند . فرد در مرتبه اول به این موضوع میرسد که با مصرف چند دود تریاک چه حال خوشی به او دست میدهد و شاید تا یک هفته بعد نیز این حال خوش با شخص همراه باشد . اما واقعیت اینست که بعد از چند وقت مصرف فرد باید چند برابر دوز روز اول را مصرف کند تا به حال عادی دست پیدا کند.
افراد با مصرف مواد مخدر ترکیباتی را به بدن خود وارد میکنند که بدن بطور طبیعی آنها را تولید میکند ( ترکیباتی مانند دینورفین ، انکفالین و ... ) ، تا حتی بدن انسان قادر است در برخی مواقع تا ۲۰۰ برابر بیشتر از آن ترکیبات خارجی ، تولید داخلی و طبیعی داشته باشد . اتفاقی که در اینجا رخ می دهد این است که با وارد کردن این مواد از خارج به بدن ترکیبات داخلی بدن به نوعی شروع به سرریز شدن میکنند و اضافه از حد مورد نیاز فرد تولید می شود . این امر در لحظه به سرخوشی فرد می انجامد ، اما در درازمدت کم کم مواد خارجی جای خود را به مواد داخلی میدهند و فرد بدون مصرف مواد قادر به ادامه حیات خود نمی باشد .
برای اینکه فرد به حالت قبلی خود باز گردد باید دو موضوع را به خاطر داشته باشد ، پارامتر زمان و مصرف منظم هم در اعتیاد او نقش بسزایی داشته است و هم در درمان او نقش مهمی را ایفا میکند . فردی که طی ۱۵ سال تخریب به شهر وجودی خود وارد کرده است نباید توقع داشته باشد طی یک هفته تمامی این تخریبات مرتفع شوند . کنگره ۶۰ طی گذشت حدود ۱۵ سال از زمان تأسیس تا به امروز با تلفیق علم و تجربه راه درمان این بیماری را در اختیار ما گذاشته است و چگونگی طی کردن این راه به خود فرد مسافر بستگی دارد .
کتاب همیشه به ما گوشزد نموده است سفر دوم سفر تعادل است ، تعادل بین کنگره ، کار و خانواده باید شکل بگیرد . باید به مرور کم کاری هایی که در گذشته داشته ایم جبران کنیم ، بی محبتی هایی که به خانواده روا داشته ایم را نیز جبران كنيم. و یادمان باشد دینی که به کنگره داریم باید ادا کنیم .
در آخر آرزو میکنم دوستان سفر اولی به درمان واقعی و دوستان سفر دومی به تعادل واقعی که همانا فراتر از درمان است برسند .

این وبلاگ متعلق به جمعیت احیاء انسانی کنگره 60 ، نمایندگی مشهد مقدس می باشد که در زمینه پیشگیری ، مهار و درمان رایگان اعتیاد فعالیت می نماید.