با سپاس از راست قامتان اداره کننده کنگره 60

تشکر از شما همسفران در این مکان مقدس


دوش رفتم به دَر میکده پیر مُغان

دیدم از هر طرفی ناله بلند است و فغان

پیر پیمانه کِشم خاک به سر ریخته بود

جام می در کف و میگفت چنان نَعره زنان

که بهوش باش و مَزن گام بر این خاک سیه

خاک شمشاد قَدان باشد و سیمین بَدنان

همه در خاک شدند خاک،کنون نوبت ماست

بر جهان تکیه مَکن،باده بِزن رقص کُنان

گذر عُمر تو تا محو نگشته است بکوش

باده وصل بجوی از لب شیرین دهنان

دادمش داد که ای پیر طریقت مددی

گفت بُرو کنگره 60 که تُرا هست ضمان

بدهند شربت OT به تو معتاد خراب

تا شود روح و روان،پاک چنان آب روان

ساقیان راهنمایان در آن کنگره اند

جام OT بدهند بَهر تو ای خسته روان

گَر شدی رهجو،گریزی مَزن ای صاحب دل

که چو شاد فاش شود سِر تو در هر دو جهان


منبع : وبلاگ آقای محمود بافنده

شاعر : محمد غفاری شاد