خلاصه سخنان استاد :

  دستور جلسۀ امروز ، وادی یازدهم و تأثیر آن روی من می باشد ، عنوان وادی اینست که : چشمه های جوشان و رودهای خروشان همه به بحر و اقیانوس ختم میشوند . من امروز سعی کردم برای صحبت در مورد دستور جلسه کمی مطالعه داشته باشم که در حین مطالعه نکتۀ جالبی برایم روشن شد ، آن نکته اینست کـــه من همیشــه فـــکر می کردم ، استاد شدن به معنی آنست که چیزی را به بقیه یاد دهم ، اما امروز خلاف این موضوع را دریافت کردم .

وادی یازدهم مطالب بسیاری را در خود گنجانده است که اگر ما بخواهیم با توجه به وقت کمی که داریم به همـۀ آنها بپردازیم ، حق مطلب ادا نخواهد شد . پس من سعی می کنم برداشتی که خودم از این وادی داشته ام در حد توانم با شما دوستان به اشتراک بگذارم . در داخل این وادی  مثالی زیبا از چشمه هایی که ما در طبیعت مشاهده می کنیم آمده است : چشمه هایی که در طبیعت هستند باید غیر از مسائل جغرافیائی دو مؤلفۀ مهم را دارا باشند ، تا به آنها یک چشمۀ جوشان اتلاق گردد . 


اولین ویژگی که یک چشمه باید دارا باشد ، منابع آب ذخیره شده می باشد ، به این معنی که یک چشمه که قصد جوشش را دارد باید در درجۀ اول از منابع آب زیر زمینی برخوردار باشد . دومین مؤلفۀ مهمی که در این میان باید یک چشمه داشته باشد اختلاف انرژی بین مکان ذخیرۀ آب و مکان جوشش می باشد ، بعبارتی یک چشمه باید دارای یک اختلاف پتانسیل و اختلاف ارتفاع مناسب باشد تا بتواند به جوشش برسد .  

در این مثال آمده است که انسان نیز باید به مانند یک چشمه ، از این دو مؤلفه بهره بگیرد تا بتواند به بحر و اقیانوس آزادی دست پیدا کند . اولین مؤلفه اینست که فرد در درجۀ اول باید منابع اطلاعاتی و آموزشی را در درون خود ایجاد نماید و یا به تقویت این منابع اطلاعاتی و آموزشی بپردازد . دومین مؤلفه اینست که یک اختلاف جایگاه نسبی را در خود ایجاد کند

در اینجا لازم است به این مقوله در آموزه های کنگره اشاره شود که : ما برای دریافت آموزش و خدمت به دیگران پای به این مکانم مقدس می گذاریم ، اگر ما این مطلب را با دستور جلسۀ امروز مطابقت دهیم در خواهیم یافت ، در اینجا ما برای رسیدن به حال خوش در درجۀ اول به منابع اطلاعاتی و دریافت آموزش نیاز داریم و در رجۀ دوم  به خدمت کردن نیازمندیم .

یک مسافر در  روزهای اول ورود به کنگره ، شاید اطلاعات درستی از فضای کنگره نــداشــته بـاشــد ، امــا وقتــی شــروع بــه سـفــر مــی کــنیم و انــدکی رو بــه جـــلــو حرکت میکنیم ، تازه در خواهیم یافت به چه مکانی قدم نهاده ایم و این مطلب که چرا نام این پروسه سفر نهاده شده است و یا چرا به ما مسافر اتلاق می گردد  تازه برایمان بیشتر روشن خواهد شد .

همانگونه که در طی یک سفر امکان بروز هر گونه خطر و اتفاق غیر منتظره ای وجود دارد ، فرد مسافر باید آمادگی برخورد با هر نوع اتفاق غیر منتظره و مشکل را در خود بوجود آورد تا در وقت برخورد با آنها دچار چالش نشود ،  این مهم نیز بوجود نمی آید مگر آنکه همانطور که گفته شد ، من مسافر منابع اطلاعاتی خود را افزایش دهم و آموزشهای کنگره را کاربردی کنم  و به نوعی تبدیل به یک چشمۀ جوشان گردم .

ما باید بخاطر داشته باشیم که در مقابل چشمه های جوشان فاضلابهای جوشان نیز وجود دارند که گندآب از آنها بیرون می آید و این گندآب نمی جوشد مگر با دادن منابع اطلاعاتی نا مناسب و اشتباه به چشمۀ وجودی ؛ اگر من امروز پا به کنگره می گذارم در حالیکه حال خوشی ندارم و یا بعبارتی چشمۀ جوشان نیستم همه و همه بر میگردد به منابع اطلاعاتی درون من که نا مناسب و مضر هستند .

ما می توانیم با انجام کارهای مختلف و موفقیتهای گوناگون انرژی دریافت کنیم ، چرا که همۀ این موفقیتها به نوعی اختلاف ارتفاع در ما بوجود می آورند ، این اختلاف ارتفاع و انرژی با مصرف مواد مخدر نیز برای ما اتفاق خواهد افتاد . این دو اتفاق هر دو دریافت انرژی دارند و برای ما حال خوشی را به ارمغان می آورند اما فرق دریافت انرژی در نوع دوم اینست که : مصرف مواد مخدر حال ما را به ظـــاهر خـــوش مـــی کند امــا کسب مــوفقیت در زندگی اصل حال خوش می باشد .

هر دو مثال بالا به نوعی چشمه هستند ، اما یکی از آنها آب زلال و گوارا از خود ساتع می کند و از دیگری آب گل آلوده و کثیف می تراود . این اتفاق دقیقاً در زمان مصرف رخ می دهد ، به اینصورت که در اوایل ما اینطور تفکر می کنیم که هر چند ساعت بامصرف مواد انرژی خواهیم گرفت و رو به جلو حرکت می کنیم ، اما شاید حواسمان نباشد که مسیری که در آن در حرکت هستیم مسیر خوب و راه مستقیم نیست .

نکتۀ دیگری که باید در نظر داشته باشیم اینست که : ما نباید انتظار داشته باشیم به محض اینکه پا به درون کنگره می گذاریم ظرف مدت زمان اندکی به حال خوش برسیم و تمامی اضلاع وجودیمان به تعادل رسیده باشد ، چرا که اگر اینگونه بود نام آن را سفر کردن  نمی نهادند . مــا بــرای ســفر کــردن و تغییــر پـا بـه ایــن مـکــان گــذاشته ایـم و بـایــد یــادمــان بـاشد کــه ایــن تـغیـیــر بـرای همــۀ مـا همــراه بـا درد بـوده اسـت

در اینجا مهم ترین مسئله اینست که ما به این نتیجه برسیم ، آمده ایم برای تغییر کردن ؛ چرا که در غیر اینصورت تا زمانیکه ما مرتب جلسات را شرکت نمائیم و خدمت بگیریم اما قبول نکنیم که ایراد از خود ماست و ایرادهای خود را به دیگران نسبت دهیم این تغییر اتفاق نخواهد افتاد . این تغییر است که حال خوش را برای ما به ارمغان می آورد .

در آموزه های کنگره داریم که هیچکدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خودمان به هیچ فکر کنیم ، همۀ ما برهه ای از زندگی خود را در تاریکی سپری کردیم و اکنون پا به این مکان مقدس گذارده ایم تا ارزش گم کردۀ خود را دوباره پیدا کنیم و همچون چشمه های جوشان و رودهای خروشان به بحر و اقیانوس برسیم . به امید اینکه من نیز قبول کنم که باز هم نیاز به تغییر دارم و برای رسیدن به حال خوش باید به مانند یک چشمۀ جوشان باشم  .