در ابتدا از خداوند خودم شاکرم که مجددا در این جایگاه خدمتی به من محول کرد ، از نگهبان و دبیر عزیز هم تشکر می کنم.

دستور جلسه امروز : در آخر امر ، امر اول اجرا می شود . در این وادی از خلقت و آفرینش صحبت شده است ، مطلب را برای خودم باز کردم و ارتباط دادم به درمان اعتیاد ، نگاهی به دوران گذشته مصرفم انداختم ، زمانی که تک تک ما مصرف را شروع کردیم ، با میزان کم ، مواد را شروع کردیم و بعد از چندین سال تخریب ، تا قبل از ورود به کنگره به اوج مصرف رسیده بودیم ، طوری که در مقابل موادمخدر و اعتیاد به زانو در آمده بودیم ،  در این فرایند پارامتری به نام زمان طی شده بود .

در ادامه آمدیم به قولی اعتیاد را ترک کنیم ، وهمه ما برای ترک روش های مختلفی را تجربه کردیم ، و متاسفانه نتیجه نگرفتیم ، چون اگر نتیجه می گرفتیم ، الان در کنگره نبودیم . این موضوع بارها بیان شده و دوستان به این مهم واقف هستند.

مطلب قابل به ذکر و مهم اینجاست که  کنگره60 برای ما چه کار کرده است که مکان های دیگر ، NGO های دیگر و حتی پزشکان نتوانستند برای ما کاری مفید انجام دهند ، آن چیزی که ربط به دستور جلسه امروز دارد پارامتر مهم  زمان است ، کنگره در برنامه درمان ما زمان را دخیل داد ، که شاید تا به حال از دیدگاه ما محو بوده است.

ما با صحبت های عامیانه ای ، مثل : داشتن اراده ، داشتن خواسته ی قوی وغیره ،  شب تصمیم میگرفتیم و صبح اجرا میکردیم ، شاید جسم را برای مدتی به ترک مواد مخدر میرساندیم ولی چون پارامتر زمان را در درمان اعتیاد اهمیت نمی دادیم ، همیشه در ترک ناکام بودیم وشکست میخوردیم.

کنگره 60 خیلی دقیق ، پارامتر زمان را برای ما برنامه ریزی کرد و در معادله حل درمان اعتیاد ، یکی از مسایلی که خیلی مهم بود  را برای ما معنی کرد ، و آن زمان بود .

و زمان معجزه ای بود که یکایک مخلوقین برای اینکه به نتیجه برسند ، باید از پارامتر زمان به صورت موفق آمیزی بگذرد و این گذر باید در صراط مستقیم باشد و هدف نیز باید مشخص باشد ، گذر زمان بدون این مهم ، کافی نیست و نتیجه حاصل نمی شود.

برای مثال در کاشت یک درخت ، ساختن یک ساختمان و تحصیلات و غیره ، باید زمان ،  مرحله به مرحله به صورت موفق طی شود تا به نتیجه موفق رسید. برای گذر از زمان برای خلقت باید از سه مرحله عبور کرد و آن ، تغییر ، تبدیل ، ترخیص  است.

در این سه مرحله ، سه نیرو وجود دارد و آن ، القا ، احیا و تحرک است . حال میخواهیم این موارد را به درمان اعتیادمان ارتباط دهیم. روز اول ورودم به کنگره ، تغییر را آغاز کردم ، تغییر از چه ؟   تغییر از یک فرد مصرف کننده به فرد در حال درمان ، یکسری صفات را میخواستم از خودم دور کنم و تغییراتی در خود ایجاد کنم ، این را هم باید دانست که این تغییرات به راحتی و آسانی انجام نمی شود، 

آیا در گذشته این تغییرات را نمیخواستم انجام دهم ؟ در اینجا به نیروی القاء نیاز است و آن همان تغییر اطلاعات است ، هم مستقیم و هم غیر مستقیم ، هم مثبت و هم منفی وجود دارد .

باید قدم اول را برای رسیدن به تکامل و درمان طی کرد و آن تغییر است . باید با ایمان از این مرحله عبور کرد . وقتی از این مرحله عبور کردیم برای اینکه در  تکامل و زمانی که سپری میشود موفق عبور کنیم ، مرحله تبدیل پیش می آید ، در مرحله ی تبدیل ، نیرویی که وجود دارد ، نیروی احیاء  می باشد . یعنی زنده شدن .

این مهم در درمان اعتیاد من چه بود ؟ چه چیزی را می خواستم زنده کنم ؟ مگر من آدم مرده ای بودم ؟  احیاء کردن در درمان اعتیاد بدین معنی است که ، کارخانه و سیستمی که در بدن من موجود بود و مواد شبه ایونی طبیعی بدن را ترشح میکرد ، احیاء و زنده کنیم ، که ما آن را سالها تخریب و از بین برده بودیم.

برای زنده کردن نیاز به اطلاعات دقیق میباشد تا مثال گذشته به خانه اول بازنگردیم وشاید هم با تخریب بیشتر... .در سر راهمان برای احیاکردن افراد مختلفی بودند ، کسانی که راهنما و روشن کننده راه برای من بودند تا این تبدیل درست انجام پذیرد.

باحضور منظم در جلسات کنگره این مرحله به مرور حاصل میشود و در ادامه در روز رهایی ودرمان ، این کارخانه به صورت دقیق احیاء میشود و فعالیت خود را ادامه میدهد.  و ترخیص انجام می شود.  

در مرحله ترخیص باید این مهم را دانست که : زمانی ترخیص اتفاق می افتد  که مرحله تغییر و تبدیل  باید به صورت کامل صورت انجام شده باشد .  باید دانست که در سفر اول گذر11ماه  از زمان و رسیدن به مراحل کامل درمان  ، باید صبر داشت و در صبر هم بی صبری نکنیم .

مطالب در این موضوع بسیار جامع و کامل میباشد و زمان جلسه محدود . انشالله با مطالعه کتاب جناب مهندس دژاکام و گوش دادن وادی به مغز مطلب برسیم .