جلسه روز پنجشنبه مورخ 91/8/11 با استادی جناب آقای کاظم نوروز پور
ازخداوند بزرگ عاجزانه تقاضا میکنم که به زبانم کلامی جاری کند که برای مسافرین و همسفران گرامی مفید باشد.
در کنگره 60 هر کلامی یا جمله یا حرفی؛ چه از وادیها یا نشریات و یا CDها می بینیم و میشنویم و سروکار داریم حتی عکسهای پشت و روی کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر ، بی معنا و مفهوم نیست و نباید از کنار آن براحتی گذشت .

هر مسافری در هر مرحله از سفرش ،از وادیها برداشت متفاوت و جدیدی دارد .
دستور جلسه امروز "از فرمانبرداری تا فرماندهی" ، بسیار پر معنا است و می شود گفت پایه و اساس سفر می باشد و یک مسیر و راه روشنی را برایمان ترسیم و هموار نموده است و البته در هر مسئله چه اعتیاد و چه کارهای دیگر بایستی ابتدا فرمانبردار بود و از آن گذشت تا به فرماندهی رسید .
در ابتدای خلقت به خواست پروردگار که انسان متولد شد اهریمن نیز خلق شد و اولین نافرمانی توسط حضرت آدم صورت گرفت و آنرا از عرش به فرش و به پست ترین نقطه کشاند .
خداوند اهریمن را موظف کرد تا برای دستیابی به انرژی و سوخت جهت ادامه حیات و بقایش قوه عقل و اختیار انسان را تحت تاثیر قرار دهد و در آن دخل و تصرف کند و تا میتواند آنرا از انسان بگیرد و فرماندهی عقلش را تصاحب نماید .
بزرگترین ابزار شیطان در جهان هستی ماده یا به عبارتی مواد است مثل پول ، قدرت ، مقام و جایگاه و برای من مسافر پانزده سال عمر صرف کردن پای مواد مخدر است .
در این پانزده سال تمام زندگی و خواب و خوراک و نفس کشیدن و محبت و عشق و ایمان من را به فرماندهی و اختیار خودش گرفته و انرژی خودش را از من تامین میکرد ، چون میدانست من در این زمینه ضعف دارم .
حتی پلک زذن من در اختیارش بود ، می گفت شیشه بکش ، 48 ساعت پلک نزن ، یا شیره و تریاک بکش تا یک پلک امروز بزنی یک پلک فردا. یعنی از کوچکترین اختیاراتم من را محروم کرده بود و در اختیار خودش قرار داده بود .
امیر مومنان علی علیه السلام می فرمایند:
انسان ، جهان اصغر است و فرماندهی بر این جهان کمتر از پادشاهی نیست.
اگر یخواهیم فرماندهی شهر و دنیای وجودی خودمان را بدست بگیریم نیاز به انجام خیلی کارها داریم و در زمان کوتاه هم ممکن نیست و باید دائما در حال آموزش و فرانبرداری باشیم .
اگر در مقوله اعتیاد این موضوع را بررسی کنیم در گذشته یک فرد معتاد در جامعه یک انسان ترد شده بود و کسی آدم حسابش نمیکرد لذا گفته می شد یک فرد معتاد بیمار است البته خوب بود و نقطه عطفی بود برای یک حرکت رو به جلو .
البته همانطور که علم پیشرفت میکند شیطان هم بیکار نمی نشیند و چون می خواهد خود را زنده نگه دارد مجبور است پا به پای انسان رشد کند بنابراین گره کوری درست کرد و گفت بیماری اعتیاد درمان ندارد.
همانطور که برای بسیاری از انژیو ها در سرتاسر جهان این شعار جا افتاده بود و می گفتند.
اعتیاد یک بیماری مرموز ، پیشرونده و لاعلاج است و فقط میتوان آنرا کنترل کرد و لازم است فرد بیمار هر بیست و چهار ساعت یکبار خودش را آپدیت کند و پاک نگهدارد.
اما خوشبختانه چهارده پانزده سال پیش کنگره شصت مچ شیطان را برای بار دیگر باز کرد و دست و پایش را بست و پرده را از روی یک حقه دیگر شیطان برداشت و عنوان نمود اعتیاد، لاعلاج و مرموز نیست و قابل درمان است لذا با استفاده از علم پزشکی و تجربه در کنار هم ، طرحی را برای درمان اعتیاد ارائه کرد و صورت مسئله اعتیاد را باز نمود .
کنگره شصت با بیان صورت مسئله اعتیاد گفت یک فرد معتاد در سه ضلع جسم و روان و جهان بینی دچار مشکل شده است . در صورتیکه جسم انسان از مواد مخدر پاک شود و روانش هم با مصرف دارو متعادل گردد در کنار این دو جهان بینی اش هم مثل جسم و روانش به تعادل برسد ، اعتیادش بطور کامل و صددرصد درمان شده است .
در کنگره برای اینکه یک معتاد بتواند جسم و روان و جهان بینی اش را به تعادل برساند یک آموزگار ، راهنما و معلم تعیین میگردد که اگر در طول سفر اول یک مسافر تمام و کمال گوش به فرمان راهنما و فرمانبردار خوبی باشد و به آنچه علاقه دارد هم مشغول باشد به درمان واقعی خواهد رسید.
این وبلاگ متعلق به جمعیت احیاء انسانی کنگره 60 ، نمایندگی مشهد مقدس می باشد که در زمینه پیشگیری ، مهار و درمان رایگان اعتیاد فعالیت می نماید.